چه خبره؟ چرا این قدر به خودت مغروری!
قرآن مجید بشر را از خودخواهی بر حذر داشته و می فرماید:
«خدا هیچ یک از خودخواهان و فخرفروشان را دوست ندارد».
(حدید: 23)
سخن نغز حضرت علی علیه السلام در پرهیز از خودخواهی و توجه به
حقیقت آدمی بسیار آموزنده است:
مالابنِ آدمَ وَالْفَخْرِ، أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَآخِرُهُ جیفَةٌ ولایَرْزُقُ نَفْسَهُ ولا یَدْفَعُ حَتْفَهُ.
بشر را با فخر چه کار؟!
اولش نطفه ای است و آخرش مرداری، نه خود را می تواند سیر کند و نه می تواند
مرگش را دفع نماید.

امام علی(علیه السلام) می فرماید:
از کار شیطان عبرت بگیریم قبل از اینکه ما را با مرگ بیدار کنند. در این خطبه امیرالمومنین می فرماید: حمد می کنم خدایی که لباس بزرگی و عزت برای اوست، خدا این لباس را مخصوص خودش قرار داده است و این را حریم قرار داده است که کسی وارد آن نشود.
هر کس وارد این حرم بشود خُرد خواهد شد. حتی خداوند به امامان هم اجازه ی ورود به حریم کبریایی را نداده است. شیطان شش هزار سال عبادت کرد. حضرت می فرماید: نمی دانیم شش هزار سال از سال های دنیایی است یا آخرتی، طبق روایات ابلیس در آسمان چهارم عبادت می کرده است و با ملائک همنشین بوده است.
سالهای آخرتی خیلی طولانی از سال های دنیایی است.
خدا به ملائک فرمود: من می خواهم شما را امتحان بکنم که عبد هستید یا نیستید. در روایات داریم که خدا به شیطان و ملائکه گفت که امتحان مهمی در پیش دارید. ملائک ترسیدند و به خدا پناه بردند. شیطان برای ملائک منبری می کرد (شیطان با ملائک مراوده داشته است و موعظه هایی به آنها می گفته.
تجملات حدی ندارد، برای آخرت هم دوستی علی بن ابیطالب به درد شما می خورد.
من ندیدم که کسی به خدا نزدیک بشود مگر با دوستی با علی بن ابیطالب.
بشر را با فخر چه کار؟! اولش نطفه ای است و آخرش مرداری،
نه خود را می تواند سیر کند و نه می تواند مرگش را دفع نماید
ملااسماعیل سبزواری می گفت که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:
وقتی از معراج برمی گشتم ابلیس نزد پیامبر آمد و گفت که شما در آسمان چهارم یک منبر واژگون و نیم سوخته دیدید؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: بله. ابلیس گفت: آن منبر من بود. من برای ملائکه موعظه می کردم. وقتی خدا می خواست همه را امتحان بکند ملائک ترسیدند و به من التماس دعا گفتند. وقتی تسبیح از دست من می افتاد، ملائک آن را بعنوان تبرک بر می داشتند. و به من پس می دادند.
ای پیامبر چیزی که مرا ملعون کرد تکبر و غرور بود. من برای ملائکه دعا می کردم ولی برای خودم دعا نمی کردم و فکر می کردم که از همه بهتر هستم. ای پیامبر، هر چه خدا تو را بالا می برد خودت را نبین و فقط خدا را ببین.
حضرت در خطبه ی قاسعه می فرماید که شیطان شش هزار سال عبادت کرد و وقتی خدا او را امتحان کرد و گفت که من آدم را خلق می کنم و همه باید به آدم سجده کنند، ابلیس قبول نکرد یعنی همه به آدم سجده کردند جز ابلیس. او از سجده امتناع کرد، تکبر ورزید و کافر شد. ابلیس عابد بود ولی عبد نداشت و تسلیم نشد.
منابع:
قرآن کریم
نهج البلاغه
ارزش ها و ضدارزش ها در نهج البلاغه؛ نویسنده : محمد حقیقت خواه
نظر امیرالمومنین(ع) در مورد غرور و تکبر؛ حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد
سلام به همه دوستان عزیزم. اگر انسانها نعمت های بهشت و عذاب های جهنم را درک میکردند هیچوقت به این دنیا و لذتهای دنیوی دل نمی بستند... هدف از ایجاد این وبلاگ نشان دادن گوشه هایی از نعمت های بهشتی و عذاب های جهنمی ست. امیدوارم بتونم مطالب مفیدی برای بازدیدکنندگان عزیز ارائه دهم.