به عشق همه ی مادران

صدای مادر بلند بود
- محمد...؟؟؟
- هان؟
چند لحظه منتظر ماند جوابی از مادرش نشنید...
تلفن همراه محمد زنگ خورد...
(مخاطب خاص بود)
برداشت و گفت:
جانم عزیزم...
عزیزتر از جان شما مادر است نه...
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط مرتضی حسن پور
|
سلام به همه دوستان عزیزم. اگر انسانها نعمت های بهشت و عذاب های جهنم را درک میکردند هیچوقت به این دنیا و لذتهای دنیوی دل نمی بستند... هدف از ایجاد این وبلاگ نشان دادن گوشه هایی از نعمت های بهشتی و عذاب های جهنمی ست. امیدوارم بتونم مطالب مفیدی برای بازدیدکنندگان عزیز ارائه دهم.